دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
ازدواج

Before Marriage - -
He: Yes. At last. It was so hard to wait.
She: Do you want me to leave?
He: NO! Don't even think about it.
She: Do you love me?
He: Of course! Over and over!
She: Have you ever cheated on me?
He: NO! Why are you even asking?
She: Will you kiss me?
He: Every chance I get!
She: Will you hit me?
He: Are you crazy! I'm not that kind of person!
She: Can I trust you?
He: Yes.
She: Darling!
After marriage - - - simply read from bottom to top!!!
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
دکتر علی شریعتی
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
۲-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
۳-آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
۴-آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
راستی تو از كدام دسته ای ؟
دوشنبه هفتم آبان 1386
امشب
شايد تو ميخواهی مرا در کوچه ها امشب
پشت ستون سايه ها روی درخت شب
می جويم اما نيستی در هيچ جا امشب
مي دانم ، آری نيستی اما نمی دانم
بيهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب ترا بی جستجو می يافتم اما
نگذاشت بی خوابی به دست آرم ترا امشب
ها...سايه ای ديدم شبيه ات نيست اما حيف
ای کاش می ديدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صدای پای تو می آمد از هر چيز
حتی ز برگی هم نمی آيد صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بيرون نيامد ماه
بشکن قرق را ماه من بيرون بيا امشب
گشتم تمام کوچه ها را يک نفس هم نيست
شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب
طاقت نمی آرم تو که می دانی از ديشب
بايد چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
ای ماجرای شعر و شب های جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟
پنجشنبه سوم آبان 1386
نسیمی
بیا ای یار بیا که از فراقت دلم خون است...
فرقتوندن یاندی باغریم اوره گیم قان اولدی گل
گل کی رخسارون بو مرده جسممه جان اولدی گل
دونیانین ناز و نعیمی ، باغ و بستانی منه
سنسیز ای سولطان خوبان بند و زندان اولدی گل
ایستدی لعلین فراقی جانیمی یاخماق ولی
شوقه یانمیش جانه لعلین آب حیوان اولدی گل
اول کونول کی دایمن ایشی سنونله وصل ایدی
یاندی شوقوندان اسیر درد هجران اولدی گل
جانیمین جانی وصالیندور وصالوندان اونی
تا کی اییردی فلک بیچاره بیجان اولدی گل
عاشقین باغ و گولستانی اوزون گلزاریدیر
هانسی گولزارین گولی گول سوز گولیستان اولدی گل
جنتین صحنینده طوبی واله و حیران و مست
قامتون حسنونده ای سرو خرامان اولدی گل
تا منی تقدیر یزدان ایله دی سندن جدا
کونلومون حالی پریشان دیده گریان اولدی گل
معجزاتوندان یاناغون ، محکماتوندان ساچون
خار و خاشاکی جهانین ورد و ریحان اولدی گل
بحر بی پایانه شوقون جانیمی غرق ایله دی
گؤر نه بیداد ایله دی هجرون نه طوفان اولدی گل
بو نسیمی سندن آیری بیلدیگیم یوخدور وجود
درد و درمان ، وصل و هجران ، جمله یکسان اولدی گل
