تبليغاتX
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی...

پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386

عشق خود را باز گفتم

 

 Never seek to tell thy love

Love that never told can be;

For the gentle wind does move

Silently , invisibly.

 

I told my love, I told my love,

I told her all my heart,

Trembling, cold, in ghastly fears.

Ah, she doth depart.

 

Soon as she was gone from me,

A traveller came by

Silently , invisibly.

He took her with a sigh.

 

هرگز مکوش که عشق خود را

                                              بازگو کنی

تنها عشق ناگفته پایدار تواند بود؛

چرا که نسیم ملایم

خاموش و ناپیدا می وزد

 

من عشق خود را بازگو کردم

من عشق خود را بازگو کردم

هر چه در دل داشتم

                              بازگفتم با دوست

لرزان، ترسان، سرمازده، آشفته.

آه، او از کنار من می رود.

 

همین که از من دور شد،

مسافری فرا رسید

خاموش و ناپیدا

و به آهی او را برگرفت و برد. 

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386

مفت و گرون

 

اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...

من هنوز عاشقت هستم

با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت

 با تموم سادگي هام گفتم اما.... به سلامت

شايد اين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت :

من به عشقم....نرسيدم!

پيش از اين نگفته بودي غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي ….

سر رو شونه هاش بذاري

تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم

 برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386

ایمان ترانه آدمی

 

ترانه اي روي زمين افتاده بود. قناري كوچكي آن را برداشت ودر گلوي نازك خود ريخت.ترانه آب شد.با اودر آميخت.ترانه آب شد.ترانه خون شد.ترانه نفس شد وزندگي.قناري ترانه را سر داد.ترانه از گلوي قناري به اوج رسيد ترانه معنا يافت.ترانه جان گرفت.قناري نيز؛ وهمه دانستند كه ازاين پس ترانه، بودن است.ترانه ،هستي است.ترانه ،جان قناري است.ايمان، ترانه آدمي است. قناري بي ترانه مي ميرد وآدمي بي ايمان.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386

من عاشق نیستم!

 

من عاشق نیستم

امادوست دارم که عشق زیر پاهامان لگدمال نشود

من عاشق نیستم

امادوست دارم که عاشقها وفا را به سخره نگیرند

من عاشق نیستم

امادوست دارم که معشوقه ها معصومیت خویش رابه بازی نگیرند

من عاشق نیستم

امادوست دارم که عاشق بودم...

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386

دایره تکرار

 

زندگی

تکرار بیهوده مکررهاست

صبح برمیخیزیم...قوتی لایموت...خیابانهای خسته...

دوستانی شاد اما افسرده!

شب و آرزوهایی نرسیده...

دوباره صبح و قوت لایموت و خیابانهای ...

وای بر ما که دیروزمان همان فرداست.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386

SMS-2

 

زندگی مثل یه جاده است من و تو مسافراشیم

قدرلحظه ها رو بدونیم ممکنه فردانباشیم

 

دریاباش که اگرکسی سنگی به سویت پرت کردسنگ غرق شود نه آنکه

تو متلاطم شوی.

 

مهم نیست قطره باشی یا اقیانوس ، مهم این است که آسمان در تو

منعکس شود.

 

میان آدمیان چیزی نیست جز دیوارهایی که خود ساخته اند.

 

هرگز برای عاشق شدن دنبال بهار و باران و بابونه نباش ، گاهی در

انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر

لبانت مینشاند.

 

 

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386

گاهگاهی...

 

تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی


دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی


حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است


که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی


به ما تا می رسی کج می کنی يکباره راهت را


ز ناچاريست گر همصحبت ما می شوی گاهی


دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت


به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی


تو را از سرخی سيب غزلهايم گريزی نيست


تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386

حس غریب انتظار

 

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

 

خلیل آتشین سخن،تبر بدوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

 

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

                              

                               تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح، ظهر، نه،غروب شد نیامدی!

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386

انتظار

 

غروب و انتهاي يک طلوع


سکوت و واژه‌هاي در گلو

من و هزار سوال بي جواب

من و هزار چيستان بي نشان

تو و حكايت نگاه سرد تو

تو و حديث آن پوزخند تو

...

غروب و انتظار يك طلوع

طلوع و آسمان نيلي حضور

چه سرد و تلخ است انتظار

كجاست دست سبز يار؟؟؟

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم اردیبهشت 1386

کلمات

سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن

پرمعني ترين كلمه  ما  است ... آن را به كار ببر

عميق ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه

بي رحم ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش

  خودخواهانه ترين كلمه  من  است... از آن حذر كن

ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم اردیبهشت 1386

آموزه های طبیعت

 

 عجيب است كه گل با تمام وجود، هستي خود را فرياد مي‌زند، اما ما با تمام وجود، هستي با شكوه خود را ناديده‌ مي‌گيريم و از خوشبختي فاصله مي‌گيريم. ويكتور هوگو مي‌گويد: نمي‌دانيد اعتماد به نفس تا چه حد باعث اعتماد به هر چيز ديگري مي‌شود.


پروانه روي گل زيبا فرود آمده است و ميزبان، با آغوش باز از او استقبال مي‌كند، اين دو هميشه همديگر را دوست دارند و به هم هداياي تازه مي‌دهند. اين عملكرد از رمزهاي خوشبختي است. كارنگي مي‌گويد: براي جلب علاقه ديگران بايد به آنها اظهار علاقه‌مندي كرد.

شايد پروانه با گل قهر كند... چرا قهر؟! اگر پروانه زيبا به همراه گلي باشد، زيباتر به چشم نمي‌آيد؟ يك مثل چيني مي‌گويد: مهرباني‌هاي كوچك را فراموش نكن و خطاهاي كوچك را به ياد نداشته باش.

به راستي چرا هميشه ميوه‌ها را مي‌خوريم، اما از زيبايي آنها بهر‌ه‌مند نمي‌شويم؟ هميشه براي جسم غذا مي‌خوريم، اما روح، تشنه‌ انديشه مي‌ماند. يك مثل انگليسي مي‌گويد: زيبايي در چشم‌هاي بيننده است.

در دنيا هديه‌اي زيباتر از گل وجود ندارد؛ گل است كه فضاي خالي دوست را پر مي‌كند و شادي به همراه دارد؛ گلي كه نشان‌دهنده قشنگ‌ترين احساسات است و اين همان هديه است در دستان شما...
    ابوسعيد ابوالخير مي‌سرايد:
    سرمايه عمر آدمي يك نفس است
    آن يك نفس از براي يك‌هم نفس است
    با هم نفسي‌گر نفسي بنشيني
    مجموع حيات عمر آن يك نفس است


نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم اردیبهشت 1386

حکایت عشق و ازدواج

 

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جوابش گفت: به گندمزار می روی وپر خوشه ترین شاخه گندم را می آوری. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ شاگرد گفت: هیچ هرچه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم به اُمید پیداکردن پرپْشت ترین تا انتها ی گندمزار رفتم. استادگفت: عشق یعنی همین
شاگرد گفت: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یادداشته باش که بازهم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدتی کوتاه با درختی برگشت. استاد پرسید : چه کردی؟ شاگرد گفت: به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم بازهم دست خالی برگردم. استاد گفت: ازدواج یعنی همین.
نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386

داستان آدم و حوا

 

حـوّا گناه كرد و عـشق آفريــده شد
جريان آن گناه به عالم كشيده شد
 
آدم براي پاكي و شيطان به جاي نفس
حــوّا بـه نام وسوسـه هـا آفــريده شــد
 
مــن با گـنـاه خـوردن يـك سـيب زنـده ام
سيبي كه از حوالي يك خواب چيده شد
 
من خواب چـشمهاي شما را نديده ام
امّا دوباره درتن و جانم دميــده شد ...
 
حسّي كه عشقبازی تو باورم شود
آهـي كه از تـغـزّل نامت شنيده شد
 
عصيانگرم!چو ريشه به خاكت دويـده ام
هنگامه اي كه پرده به نامش دريده شد
 
خاكي محقّرم كه به عشقت هبوط كرد
اشــكي مكررم كه به پايـت چكيـده شد
 
حـوّاي بـي گـنـاه غـزلهـاي سـرخ و نـاب
اين بار در حوالي من با تو ديده شد ...
 
افتــاد از نگاه شما( آدم)نجيب!
....
آدم گناه كرد و غزل آفريده شد
نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386

میلاد اباالمهدی مبارک

 

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386

گامهایی برای اعتماد به نفس

 

گام1: فهرستي از موفقيت هايي را که تا کنون نصيبتان شده تهيه کنيد .

گام2:
هرچند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد و در محيطي سبز و سرشار از آرامش قدم بزنيد .

گام3:
در تعطيلات آخر هفته به تماشاي کارتون هاي مورد علاقه تان بپردازيد .

گام4:
تلاش کنيد هميشه مثبت بينديشيد .

گام5:
به خاطر داشته باشيد که هرگاه در کاري حيران و سرگردان مي مانيد ، در حال آموختن نکته اي جديد هستيد .

گام6:
در روز عشق «والنتاين» براي خودتان کارت تبريک بخريد.

گام7:
هر چند وقت يک بار به يک مکان مقدس برويد و در خلوت با خداوند راز و نياز کنيد .

گام8:
هر چند وقت يک بار به رستوران مورد علاقه تان برويد.

گام9:
با کسي که از صميم قلب دوستش داريد ، تلفني صحبت کنيد .

گام10:
هر روز خود را در آينه نگاه کنيد و از ديدن زيباييهاي خود لذت ببريد و خداوند را سپاس گوييد.

گام11:
اهداف خود را بنويسيد و هر روز آنها را بخوانيد .

گام12:
وسواس را از زندگي خود حذف کنيد .و بدانيد که با برداشتن اين گام ، قادر به انجام هرکاري خواهيد بود .

گام 13:
لبخند را وسيله زينتي دائمي خود کنيد.

گام14:
تاخير در انجام کارها ، بهتراز انجام ندادن آنهاست .

گام15:
براي خودتان يک مشاور برگزينيد و از راهنمايي هاي او استفاده کنيد.

گام16:
هنگام راه رفتن سر خود را بالا بگيريد ، و محکم راه برويد.

گام17:
وقتي در کاري موفق مي شويد ، با خريدن يک هديه براي خودتان موفقيت تان را جشن بگيريد.

گام18:
براي خودتان گل بخريد.

گام19:
هروقت احساس تنش کرديد ، به يک موسيقي کلاسيک ملايم گوش بدهيد.

گام20:
تکرار عبارات تاکيدي مثبت را به ياد داشته باشيد .عباراتي مثل :
هر روز ، هر قدمي که برمي دارم ، بهتر و بهتر مي شوم .
من اين وضعيت را به عشق الهي مي سپارم و به بهبود آن اطمينان کامل دارم .
نعمت هاي کائنات بي شمار هستند از اين رو همواره احساس وفور نعمت کرده و مي دانم که به تمامي خواسته هاي بر حق خود مي رسم .
من کساني را که در حقم بدي کرده اند مي بخشم و آزاد مي شوم.
من کاملا از خودم رضايت دارم و...

گام21:
از کساني که شما را مورد ستايش قرار مي دهند تشکر کنيد .

گام22:
هر روز 10واژه جديد بياموزيد.

گام23:
همواره خداوند را ستايش کنيد و شکرگزار باشيد .

گام24:
قبول کنيد که انسان جايزالخطا است و مهارت هاي جديد را بياموزيد.

و گام آخر:
هر روز به اين جملات فکر کنيد:
تا زماني که خودتان نخواهيد ، هيچ کس نمي تواند تحقيرتان کند.
خواه فکر کنيد کاري را مي توانيد انجام دهيد ، خواه فکر کنيد که از انجام کاري ناتوان هستيد ؛ هميشه حق با شماست .
عشق از آن جهت در ما به وديعه گذاشته شده که آن را به ديگران ببخشيم.
قلمرو خداوند ، درون ما انسان هاست .
هر کاري که دوست داري انجام بده ، پول خود به دنبال کار مي آيد.
به دنبال رستگاري و سعادت خودت باش.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386

شاهراه نیستی کوره راه باش

 

زندگی
سرای حیرت است
خوش باش
دیگران را سهیم کن
رویش را به تجربه بنشین
زندگی همان چیزی است که تو خود آن را بنا می نهی
زندگی گره ای نیست که در جستجوی گشودن آن باشیم
زندگی واقعیتی است که باید آنرا تجربه کرد.


It is a life of wonderment
Enjoy , share , grow
It will be only
As you
Make it
Life is not a problem to be solved
But a reality
To be experienced .





اگر نمی توانی شاهراه باشی
کوره راهی باش
اگر نمی توانی خورشید باشی
ستاره باش
کمیت،
نشانگر پیروزی و یا ناکامی تو نیست
بهترین، هر آنچه هستی باش


If you can`t be a highway
Then just be trial
If you can`t be the sun
Be a star
It isn`t by size that you
Win or you fail
Be the best of whatever you are.
نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم اردیبهشت 1386

SMS-1

 

سعی کن چیزی که دوست داری به دست بیاوری و گرنه مجبورخواهی شدچیزی را که به دست آورده ای دوست بداری.

پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتشی است. گفتم : مگرآن رادیده ای؟ گفت : نه درآن سوخته ام!

همواره به خاطربیاور در اوجی معین هرگز ابری وجود ندارد. اگر زندگیت ابری است به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است.

آرزوهایت را درجایی یادداشت کن و یکی یکی ازخدا بخواه.خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود.

 

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم اردیبهشت 1386

ازصدای سخن عشق

زمان نمیگذرد عمر ره نمیسپرد

صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است

نه شب هست و نه جمعه

نه پار و پیرار است

جوان و پیر کدام است زود و دیر

کدام است

اگرهنوز جوان مانده ای به آن معناست

که عشق را به زوایای جان صلا زده ای

ملال پیری اگر می کشد تو را پیداست

که زیرسیلی تکرار دست و پا زده ای

زمان نمی گذرد

صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است

خوشا به حال کسی

که لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم اردیبهشت 1386

چهل راز شاد زیستن

 

1- شادي خودرابه هيچ چيزوهيچكس وابسته نكن تاهميشه از آن برخوردارباشي .
2-انتظارنداشته باش هميشه آنچه دراطرافت اتفاق مي افتدمطابق ميل وخواسته ات باشد .
3-هنگام عصبانيت هيچ تصميمی نگير.
4-ازسختي ها ومشكلات زندگي استقبال كن وباغلبه برآنهابه خودپاداش بده .
5- اجازه نده اتفاقات ناخوشايندروحيه ات راخراب كند.
6-بابحث هاي بي نتيجه انرژي خودراهدرنده.
7-انتظار نداشته باش بامنفي نگري جسمي سالم داشته باشي .
8-از هيچكس وهيچ چيزتوقع نداشته باش .
9- تاباخودمهربان نباشي ،نمي تواني مهربورزي .
10-قبل ازمطمئن شدن ،درموردچيزي قضاوت نكن.
11-به تفسيروتعبيركارهاي ديگران نپرداز.
12-هركاري راباعلاقه واشتياق وتمركزانجام بده.
13-زندگي خودراهدفمندكن وبراي رسيدن به اهدافت تلاش كن .
14-چيزهايي راكه دوست داري به ديگران ببخش .
15-قلبت راازنفرت خالي كن تاخوشبختي درآن لانه كند.
16-براي انجام كارهاي موردعلاقه ات زيادبه نظرات ديگران اهميت نده.
17-درتصميم خودتاخيرمينداز.
18-هنگام عصبانيت نفس عميق بكش وتاده بشمار.
19-باديگران طوري رفتاركن كه دوست داري باخودت رفتارشود.
20-به هيچكس اميدنداشته باش جزخدا.
21-برجسم وروح خودمسلط باش .
22-براي اينكه شادباشي بايدشادي آفرين باش .
23-درزندگي بجاي شناوربودن شناگرباش.
24-اندوه روزنيامده را،برروزآمده ات نيفزا.
25-هرگزسعي نكن به ديگران بقبولاني كه حرفت درست است.
26-قبل ازانجام كاري ياگفتن چيزي به ضرورت آن بيانديش .
27-بي احترامي ديگران رابابي اعتنايي جواب بده.
28-به جاي بيزاري ازانسانهاازرفتاربدآنهامتنفرباش .
29-بگذارديگران ازتوبه عنوان فردي آرام وخوشرويادكنند.
30-يگانه داروي آرامبخش روح يادخدااست.
31-خودراازاسارت زنجيرهاي بدبيني ،منفي نگري ونااميدي آزادكن.
32-به خاطراشتباهات گذشته خودراسرزنش نكن .
33-به ديگران كمك كن آنچه راكه مي خواهند بدست آورند.
34-درفرهنگ لغات خودشكست راتجربه معناكن .
35-باشرايط زندگي سازگارباش .
36-هنگام ازدست دادن ناراحت نشو،وقتي هم چيزي به دست آوردي خوشحال نباش.
37-درمقابل خواسته هاوگفتارديگران انعطاف پذيرباش ونخواه كه حرف ،حرف خودت باشد.
38-براي كشف حقايق ،زيادتفكركن ،بخصوص جهان آفرينش .
39-به قدرتوان تلاش كن ونتيجه رابه خداواگذاركن .
40-هرگزخودت راباديگران مقايسه نكن ،چراكه توچيزهايي داري كه ديگران درحسرت آنهاهستند.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم اردیبهشت 1386

مناجات

 

الهی: دانایی ده که ازراه نیفتیم وبینایی ده که درچاه نیفتیم.

 

الهی: آفریدی ما را رایگان روزی دادی رایگان ، بیامرزمارا رایگان که تو خدائی نه

بازرگان.

 

 

الهی: بنیادتوحید ما خراب مکن وباغ امید ما بی آب مکن.

 

الهی: می بینی ومی دانی وبرآوردن میتوانی.

 

الهی: بودونبودمان تورایکسان،ازغم ما رابه شادی رسان.

 

 

                   خوبی هاراجمع کنیدوبرروی سنگ بنویسید.

 

                     بدی هاراتفریق کنیدوبرروی شن بنویسید.

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت  

شنبه یکم اردیبهشت 1386

سفر

اگه یه روز بری سفر
بری زپیشم بی خبر
اسیر رویا ها میشم
دوباره باز تنها میشم
به شب میگم پیشم بمونه
به باد میگم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
چرا میری تنها میزاری
اگه فراموشم کنی
ترک اغوشم کنی
پرنده دریا میشم
تو چنگ موج رها میشم
به دل میگم خاموش بمونه
میگم که هر کسی بدونه
میرم به سوی اون دیاری
که توش منو تنها نزاری
اگه یه روزی نوم تو
تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد
که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه
بزاره درد تو دوا شه
بزار بره تو تموم جونم
که باز برات آواز بخونم
اگه بازم دلت میخواد
یار یکدیگر باشیم
مثال ایوم قدیم
بشینیم و سحر پاشیم
باید دلت رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نزاری
اگه میخوای پیشم بمونی
بیا تا باقی جوونی
بیا تا پوست واستخونت
نزار دلم تنها بمونه
بزار شبم رنگی بگیره
دوباره آهنگی بگیره
بگیره رنگ اون دیاری
که توش منو تنها نزاری

نوشته شده توسط مسعود در |  لینک ثابت   •